Shortest Straw
من متولد پائیزم، فصل دیدن رنگ در بعد نگاه، فصل آرامش دل، فصل غوغای نگاه، فصل خواهش، فصل سایه، فصل باران، باران !
بهمن 1388
ش ی د س چ پ ج
          1 2
3 4 5 6 7 8 9
10 11 12 13 14 15 16
17 18 19 20 21 22 23
24 25 26 27 28 29 30
خاک خورده ها

سیستم فروشگاه ساز آنلاین سیستم فروشگاه ساز آنلاین
همراه با دامنه ، هاست و سیستم
مدیریت وب سایت و CD آموزشی رایگان
سیستم مدیریت وب سایت
بدون دانش فنی ، مدیر وب سایت شوید
ثبت دامنه + میزبانی وب +CD  آموزشی
X
تبلیغات در بلاگ اسکای
دوشنبه 26 شهریور ماه سال 1386
Trance

یه سردرد عجیب...

وقتی ۳ تا قرصو با هم میخورم که اتفاقا همش هم خواب آوره، تازه میفهمم زندگی چقدر میتونه قشنگ باشه...

پ.ن:از دیدن فیلم خون بازی پشیمون نشدم.مخصوصا صحنه ای که سارا تو کثافت و لجن دست و پا میزنه تا به تنها خواسته اش برسه رو ۲ بار نگاه کردم! احساس همزادپنداری با سارا دارم...

پ.ن:وقتی یه موسیقی پر منو میگیره دیگه یه اتاق ۳x۴ برام خیلی کوچیکه !

----------------------------------------

شنبه 17 شهریور ماه سال 1386
حس تازه که اسم نمی خواهد

فکرش نمیزاره بخوابم...

دارم از فرط خستگی می میرم...چه شب بدی...

چقدر دوست دارم همه اینا یه خواب باشه... یه خواب تلخ که واسه همیشه فراموشش کنم.

چه گناهی کردم که باعث شد اینجوری... ! تا احساس خوبی می کنم همه چیز خراب میشه !

خدایا...

این حس چیه که دارم؟ میشه اسمشو بگی؟!   نفرت؟    عشق؟   کاش اینا بود...کاش...

حتی وقتی بهش فکر نمیکنم این حسو دارم... دیوونم کرده... چه کار کنم؟ چه کار میتونم بکنم؟

من اینقدر پست بودم؟ اینقدر پیش تو خوار و کوچیک بودم که این کارو با من کردی؟!...

این بود جواب کارای من؟ این بود جواب دعا کردن هام؟ این بود جواب صحبتهایی که باهات کردم؟! دردو دل هایی که کردم... اشکایی که ریختم... این بود؟!

بابا دست خوش !

فکر کردم بعد از آخرین دفه ای که ازت گله کردم دیگه یه نیم نگاهی هم به این فرزادت میندازی...

مگه تو نگفتی منو بخشیدی... من که بعد از اون گناهی نکردم... من ناراحتت کردم؟!

نمیگم بدی نداشتم اما بد نبودم!

کاش میتونستم بگم چه حسی دارم... تا حالا این طوری نبودم...بده...خیلی بده.

                                                                                                 ۱۷/۶/۱۳۸۶    ۳:۱۵

امشب زنگ زدی...

با خودم میگم: چون دوسش داشتی! فقط چون دوسش داشتی...

اینطوری دیگه از تو بدم نمیاد... از خودم بدم میاد!

از خودم!                                                                                       ۱۹/۶/۸۶    ۰۰:۴۰

پ.ن: چیزی که آرومم میکنه دفترته!

پ.ن: چیزی که داغونم میکنه دفترته!                                                  ۲۰/۶/۸۶      ۱۵:۳۸

----------------------------------------

جمعه 16 شهریور ماه سال 1386
Trollop

گاهی اوقات فکر میکنم که اگه یه نفر بمیره بخشیدنش راحت تره...اما حالا که نمیتونم تیکه تیکش کنم... ! تنها کاری که از دستم برمیاد اینه که مث ژولیه سزار برگردمو در حالی که تا مغز استخونم تیر میکشه بگم: تو هم بروتوس؟؟؟

پ.ن: آره با توام ! با خود خودت...،فکر نمی کردم تا این حد...!

پ.ن: متاسفم...هم واسه تو هم واسه خودم !

پ.ن:  !

----------------------------------------

شنبه 3 شهریور ماه سال 1386
!u.c.h Me
راست میگه...
گاهی وقتا واقعا به یه دوست نیاز داری...
یکی که روبروت وایسه،تو چشات زل بزنه و با بیشترین نیرویی که داره بزنه تو گوشت!

----------------------------------------

برای عضویت در خبرنامه این وبلاگ نام کاربری خود در سیستم بلاگ اسکای را وارد کنید
نام کاربری
تعداد بازدیدکنندگان : 87767


Powered by BlogSky.com

عناوین آخرین یادداشت ها
فرزاد
متولد ۲۴ آذر ماه ۱۳۶۸ ساعت ۱۱:۳۷ قبل از ظهر.
اولین چیزی که یادم میاد یه جفت دمپایی هستش که مامان بزرگم از سوریه اورده بودو کلی ذوق کرده بودم !
بیکار نیستم اما زیاد بیکاری میکشم !!!
از لجبازی خوشم نمیاد.
خوش شانس در بیشتر موارد.
میگن: " لاغر و باریک ! انگشتام یه جوریه... موهام خوشگله... خنده هام کوتاهه ولی صداش باحاله !!!  ناراحتی هم بهم نمیاد...
دندونام خیلی بامزه است، گوش هام کوچولو،  چشمام کدر !
مهربون - فهمیده(گاهی خیلی نفهم) - احساسی(گاهی بیش از حد) - خوش گذرون و پایه."
همه فکر میکنن ساده ام...، خب این از سادگیشونه !!!‌ زود وابسته میشم، دیر دل میکنم اما وقتی دل بکنم....پشیمون میشم!
عاشق هیجان. بیزار از ترس. رک. راحت. بد دهن!!! پر رو(البته جایی که لازم باشه خجالتی ام!!!). عاشق بوس!!! گاهی اوقات عاقل...گاهی اوقات کاملا بی فکر !
زندگیم تو فیلماست... اگه فیلم ببینم زنده ام.. اگه نبینم... ! بهترین هدیه برای من میتونه یه فیلم باشه که تا حالا ندیدم !!
به خدا اعتقاد دارم اما نمیدونم چرا وقتی یه نفر از خدا تعریف میکنه و .... سعی میکنم متقاعدش کنم اشتباه فکر می کنه !!!
عاشق آدمایی ام که وقتی دست میدن تمام انرژی و محبتشونو تو انگشتاشون جمع می کنن و دستتو فشار میدن.
به موسیقی علاقه زیادی دارم.(همه سبک موسیقی گوش میدم)احساس خاصی نسبت به نقاشی ندارم. میگن مهربونم و احساساتی. اما علاقه زیادی به بد اخلاقی و سنگ دلی دارم!!!
تعصبی نیستم. حرفی رو که بخوام بگم،میگم. برام مهم نیست که الان وقتش باشه یا اصلا به موضوع ربطی داشته باشه.به قدم زدن تو شب علاقه دارم(ترجیحا هوا برفی باشه.).
کم حرف.بیشتر گوش میدم. خوشم میاد یه نفر درد و دل کنه اما من اصلا به حرفاش توجهی نکنم و به چیزی که دوست دارم فکر کنم! زیاد اهل شیطنت نیستم.از حرف زدن پشت تلفن خوشم نمیاد اما گاها مثل دخترای پر حرف چند ساعتی ازش استفاده میکنم. صداقت رو دوست دارم اما بعضی وقتا به خاطر اشتباهات گذشته مجبور میشم نا دیده بگیرمش. دو رو نیستم و از آدمای دو رو خوشم نمیاد. از روده درازی بدم میاد .
بی مقدمه ام. بی پایان...

.........................
ID:Finvisiblecold
E-MAIL:Farzad.con@earthling.net
شناسنامه کامل من...