X
تبلیغات
زولا
..One Last Time
...
اسفند 1396
ش ی د س چ پ ج
1 2 3 4
5 6 7 8 9 10 11
12 13 14 15 16 17 18
19 20 21 22 23 24 25
26 27 28 29
خاک خورده ها
چهارشنبه 28 آذر‌ماه سال 1386
Lovely Lonely

احساس می کنم سلول های نارنجی مغزم دارن داد می زنن !

 دلشون تنهایی می خواد...

----------------------------------------

سه‌شنبه 27 آذر‌ماه سال 1386
تولدت مبارک آذری دوست داشتنی...
هنوز آذر تمام نشده دلم برایش تنگ شد...
سلام !
هر چی فکر کردم هیچی به ذهنم نرسید که برای امشب بنویسم...
شاید به خاطر این بود که فکرم جای دیگه ای بود !!!
یعنی پیش تو بود اما به یه چیز دیگه الا تولدت فکر می کردم...
خیلی دلم می خواد همین جا بگم به چی... اما باید بیشتر فکر کنم...
امشب تولد دو نفر بود !!!
شب خوبی بود... شب بدی هم بود !!!
خندیدم... راه رفتیم.... شام خوردیم.... گیتار زدیم !
اما من دلهره داشتم... برای تو !
یعنی به خاطر تو...
تولدت مبارک کوچولوی دوست داشتنی من !
امیدوارم همیشه - هر جا که هستی - با من یا بدون من - همیشه - اون طوری باشی که دلت میگه باشی...

----------------------------------------

شنبه 24 آذر‌ماه سال 1386
hAppY bIRthDaY Farzad

راست میگی...

بزرگ شدن زیاد هم خوب نیست...(حدیث)

امروز به جای اینکه خوشحال باشم بد جوری دلم گرفت...

نه همین طوری.... اما همین الان !

همیشه خوب نیست همه تولدتو تبریک بگن...

کاش یه نفر فراموش می کرد !

+ سعید و نادیای عزیزم تولدتون مبارک

----------------------------------------

سه‌شنبه 20 آذر‌ماه سال 1386
Cross

حیف که پول نداشتم خودکشی کنم !

اگر نه دیشب رفتنی بودم...

----------------------------------------

شنبه 17 آذر‌ماه سال 1386
Em
یه اتفاق کوچیک باعث این اتفاق بزرگ تو زندگی من و تو بود... یه نگاه کوچیک... بعضی وقتا به خودم میگم کاش اون نگاه به خود تو بود نه به مانیتور محمد !

----------------------------------------

پنج‌شنبه 15 آذر‌ماه سال 1386
U R ef.u.si.key.ing Me

عجب امین هستند این جمهوری خواه های مسلمان و مادر**ه !

چوبشان را تا ته(!) کرده اند در ماتحت ما... خوشحال هم هستند !

+ در مورد اینا کاملا کینه ایم.

+ سمیرا جان مرسی...  بهشت من(سمیرا)

 

----------------------------------------

دوشنبه 12 آذر‌ماه سال 1386
! Shut the Fuck Up

کی بود گفت کبوتر با کبوتر... باز با باز...؟

می خوام خفش کنم !!!

----------------------------------------

شنبه 10 آذر‌ماه سال 1386
to AZi

من هیچ وقت تنهات نمیذارم... حتی به قیمت تنهایی !

+ با من غریبگی نکن...

----------------------------------------

جمعه 9 آذر‌ماه سال 1386
!!!
این هم سخنی از عالم عارف، ابوالحسن علی بن عثمان جلابی هجویری غزنوی: من این همه نیستم !

----------------------------------------

چهارشنبه 7 آذر‌ماه سال 1386
Nice Memento

شب خوبی بود...

کنار خیابون نشستیم !!!..... خوابو به چشم مرده ها حروم کردیم !..... تو قبرستون تاب و سرسره بازی کردیم !..... داد زدیم..... نترسیدیم..... مسافر زدیم..... خندیدیم.... شام رو داغ داغ خوردیم !

خواب بدی بود...

اونقدر بد (!) که نمی خوام بهش فکر کنم...

صبح قشنگی بود...

فرزاد بیدار شو... داری خواب می بینی عزیزم ! (انگار که دنیا رو بهم دادن)

رفتم نون بخرم..... یادم اومد..... دیشب..... اینجا..... وقت خداحافظی..... رضا یه لبخند تحویلم داد !

+ لبخند که میزنی، خوشگل میشی...مخصوصا اگه منظور دار باشه !

----------------------------------------

دوشنبه 5 آذر‌ماه سال 1386
Come Here ! Give your ass to life

همیشه زندگی کردم...

این دفه هم اگه دقیقه نود به زندگی باختم به خاطر تو بود...

ملالی نیست... زندگی هم دل داره !!!

----------------------------------------

1 2 >>
برای عضویت در خبرنامه این وبلاگ نام کاربری خود در سیستم بلاگ اسکای را وارد کنید
نام کاربری
تعداد بازدیدکنندگان : 229600


Powered by BlogSky.com

عناوین آخرین یادداشت ها